جُغدِ سفید

همسر ایده آل!

– نمیدونی چی شده...سرم کلاه رفته...اگه میدونستم براش نامه میزدم...چرا نفهمیدم زودتر...

+ مگه چی شده!؟

– نجم الدین* تازه نامزد گرفته...

+ خب حالا نامه میزدی چی میگفتی!؟

– نامه میزدم که بیا دختره منو بگیر...

+ |: |: |: تو واقعا فکر میکنی من زنش میشدم...اصن چی صداش میزدم...نجی!؟ |:

– چرا که نه...خیلی هم دلت بخواد پسر به این خوبی...فامیلیشو صدا میزدی...

+ اها میتونستم بهش بگم شری جون...فکر کن اون آدم...با اون احساسات معنویو اینجوری صدا بزنی :))

– :))

 

* نجم الدین شریعتی...مجری برنامه سمت خدا...عشق مامانم هست و داماد ایده آل خیالیش...البته الان که زدم گوگل میبینم بچه هم داره...رویاهای مامانم نابود شد |:

 

#دیالوگهای منو مامانم

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan